منقطع

سرگذشت‌نامه یک مخلوق

منقطع

سرگذشت‌نامه یک مخلوق

یک سالگی وبلاگ

میم کاف | چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۰۶ ب.ظ | ۱ نظر

شاید برای منی که نوجوانی‌ام را در بحبوحه یِ روم‌های یاهو سپری کرده بودم، وبلاگ‌ها فضایی امن و پاک محسوب می‌شدند که تازه با خواندن‌شان، در فضای‌مجازی داشتم یاد می‌گرفتم، رشد می‌کردم و لذتی دل‌نشین می‌بردم.
فضایی گرم و صمیمی در عین حفظ چهارچوب‌ها که آدم را مشتاق می‌کرد هرچه سریع‌تر عضوی از این خانواده شود.
از اینکه هر فَردی به نوبه خودش محتوایی عمیق و شایسته داشت و صرفا سطحی و گذرا مطالب را روایت نکرده بود خیلی خوشم می‌آمد. البته که این جا هم مراتب مختلفی وجود داشت.
انگار یک جور کرسی آزاد‌اندیشی به دور از جنجال‌های کاذب و بازی‌های رسانه‌ای(که این روزها در بستر شبکه‌های اجتماعی و پیام‌ رسان‌ها موجود است) دایر بود.
چه خوب و چه بد، استدلال می‌کردند و خواننده در معرض حرف‌های‌ِشان می توانست تصمیم خودش را بگیرد.
خلاصه جاذبه این فضا آنقدر بالا بود که ما را هم چندباری دست به قلم کرد اما، طبقِ عادت، وبلاگ‌هایی را که می‌ساختم، پس از مدتی با این احساس که ناکارآمد است یا دیگر توان اداره اش نیست به حذف دچار می‌کردم. شاید شما هم تجربه این حذف و نصب های مکرر را داشته باشید!
با اینکه دلم برای‌شان تنگ میشد ولی به خودم می‌گفتم، بالاخره روزی می‌رسد که با قدرتی مضاعف و نوشته‌هایی بهتر می‌آیم و جریان‌ساز می‌شوم و دیگران را درگیرِ مباحث می‌کنم.
آن روز اما، هیچوقت نیامد!
الان که فکرش را می‌کنم، اگر یکی از آن‌ها را ادامه داده بودم، به جاهایِ خوب‌تَرَش هم رسیده بود.
نمی‌دانم! شاید دوست داشتم ره صد‌ساله را یک‌شبه طی کنم و پله‌پله بالا نروم که به این مورد مبتلا شده بودم! گرچه هر کدام از آن‌ها بالاخره تجربه‌ای شد برای آینده‌ام.
بدم نمی‌آید پس از این همه مدت، آن نوشته‌ها را پیدا کرده، بخوانم و ببینم در چه فضاهایی سِیر و سلوک داشته‌ام!
آن دوران‌ها گذشت و امروز وبلاگ‌ها کم‌رونق و فروغ شده‌اند! گرچه هنوز هم ایثارگران و دل‌بستگانی در این راه هستند اما غالب مردم فضاهایی دیگر را انتخاب کرده‌اند.
چه بد شد این منزلگاهِ امن جایش را به ورتع خطرناکی داده که آن قدر از شایعه، سهل انگاری و سرعت پُر شده که کم‌تر جایی برای تامل و دقت مانده است.
حداقل برای من، این محیط با همه تراژدی‌هایش هنوز دوست‌داشتنی است. نُو است.
هنوز هم می‌خواهم بخوانم، یاد بگیرم و مثل گذشته لذت ببرم.
دلم می‌خواهد با همه آدم‌های رفته و آن کسانی که تجربه‌ای از وبلاگستانِ فارسی ندارند صحبت کنم، شاید بتوانم رای‌ِشان را بزنم که دوباره دوره‌های شیرینِ وبلاگ‌نویسی برگردد.
به هر حال، اگر بخواهم شاگرد خوبی برای درس‌های گذشته باشم، باید مواظبت کنم که این وبلاگ دیگر به حیاتش ادامه دهد هر چند که دیر و دُور آن را به‌روز کنم.
خدا را چه دیدی، شاید خودم محتاج همین نوشته‌ها بشوم.

پی‌نوشت:

مبارک.

_پیشنهادی برای بهتر شدن‌مان اگر هست سراپاگوشیم.

نظرات  (۱)

  • آقای سر به هوا ...
  • همیشه بنویس .
    تمام ..

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی