منقطع

سرگذشت‌نامه یک مخلوق

منقطع

سرگذشت‌نامه یک مخلوق

ربیع‌الاول

میم کاف | جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۵۲ ق.ظ | ۰ نظر

می‌تواند هجرتِ پیامبرجانِ‌عالم‌به‌فدایش مبدا هجرتِ ما باشد. حرکت کنیم از خشکیِ گناه تا رسیدن به سواحِلِ توبه.

از خود تا خدا ..

پی‌نوشت: 

‹اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَا عَلَىٰ مَا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ..›

  • میم کاف

پلاکارد فرح‌ناک

میم کاف | جمعه, ۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۳۷ ق.ظ | ۱ نظر

از هر سوراخ‌سمبه‌ای که به قضیه نگاه کردم، نفهمیدم چطور نماینده‌‌ای از مجلس، قتلِ هاشمی را با این «تک‌بیتی» اثبات کرده و تازه؛ تهدید به جانِ روحانی را هم از دلش بیرون کشیده! لااَقل شما بفرمائید، شاید «خانواده‌ای» از نگرانی درآمد!

همه هم که گُرُ گُر دارند محکوم می کنند! خوب با شرایط پیش آمده:

«بخشش لازم نیست، اعدامش کنید.»

به هر حال یک طلبه خوب، یک طلبه مُرده است.

پی‌نوشت:

فاجعه است!

_مادرانِ فساد دارند راست‌راست می‌چرخند و اگر من دیوانِ شعری هم روو کنم کَکِ‌شان نمی‌گَزَد، آنوقت به شوشتَر می‌خواهند گردنِ پلاکارد‌ به دستی را بزنند!

_ راستی، قضیه دوتابعتی بودنِ آن مقام عالی‌رتبه چه شد؟ با این جنجال‌سازی‌ها که ارتباطی ندارد؟

نه؟ دارد؟ ..

  • میم کاف

یک سالگی وبلاگ

میم کاف | چهارشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۰۶ ب.ظ | ۱ نظر

شاید برای منی که نوجوانی‌ام را در بحبوحه یِ روم‌های یاهو سپری کرده بودم، وبلاگ‌ها فضایی امن و پاک محسوب می‌شدند که تازه با خواندن‌شان، در فضای‌مجازی داشتم یاد می‌گرفتم، رشد می‌کردم و لذتی دل‌نشین می‌بردم.
فضایی گرم و صمیمی در عین حفظ چهارچوب‌ها که آدم را مشتاق می‌کرد هرچه سریع‌تر عضوی از این خانواده شود.
از اینکه هر فَردی به نوبه خودش محتوایی عمیق و شایسته داشت و صرفا سطحی و گذرا مطالب را روایت نکرده بود خیلی خوشم می‌آمد. البته که این جا هم مراتب مختلفی وجود داشت.
انگار یک جور کرسی آزاد‌اندیشی به دور از جنجال‌های کاذب و بازی‌های رسانه‌ای(که این روزها در بستر شبکه‌های اجتماعی و پیام‌ رسان‌ها موجود است) دایر بود.
چه خوب و چه بد، استدلال می‌کردند و خواننده در معرض حرف‌های‌ِشان می توانست تصمیم خودش را بگیرد.
خلاصه جاذبه این فضا آنقدر بالا بود که ما را هم چندباری دست به قلم کرد اما، طبقِ عادت، وبلاگ‌هایی را که می‌ساختم، پس از مدتی با این احساس که ناکارآمد است یا دیگر توان اداره اش نیست به حذف دچار می‌کردم. شاید شما هم تجربه این حذف و نصب های مکرر را داشته باشید!
با اینکه دلم برای‌شان تنگ میشد ولی به خودم می‌گفتم، بالاخره روزی می‌رسد که با قدرتی مضاعف و نوشته‌هایی بهتر می‌آیم و جریان‌ساز می‌شوم و دیگران را درگیرِ مباحث می‌کنم.
آن روز اما، هیچوقت نیامد!
الان که فکرش را می‌کنم، اگر یکی از آن‌ها را ادامه داده بودم، به جاهایِ خوب‌تَرَش هم رسیده بود.
نمی‌دانم! شاید دوست داشتم ره صد‌ساله را یک‌شبه طی کنم و پله‌پله بالا نروم که به این مورد مبتلا شده بودم! گرچه هر کدام از آن‌ها بالاخره تجربه‌ای شد برای آینده‌ام.
بدم نمی‌آید پس از این همه مدت، آن نوشته‌ها را پیدا کرده، بخوانم و ببینم در چه فضاهایی سِیر و سلوک داشته‌ام!
آن دوران‌ها گذشت و امروز وبلاگ‌ها کم‌رونق و فروغ شده‌اند! گرچه هنوز هم ایثارگران و دل‌بستگانی در این راه هستند اما غالب مردم فضاهایی دیگر را انتخاب کرده‌اند.
چه بد شد این منزلگاهِ امن جایش را به ورتع خطرناکی داده که آن قدر از شایعه، سهل انگاری و سرعت پُر شده که کم‌تر جایی برای تامل و دقت مانده است.
حداقل برای من، این محیط با همه تراژدی‌هایش هنوز دوست‌داشتنی است. نُو است.
هنوز هم می‌خواهم بخوانم، یاد بگیرم و مثل گذشته لذت ببرم.
دلم می‌خواهد با همه آدم‌های رفته و آن کسانی که تجربه‌ای از وبلاگستانِ فارسی ندارند صحبت کنم، شاید بتوانم رای‌ِشان را بزنم که دوباره دوره‌های شیرینِ وبلاگ‌نویسی برگردد.
به هر حال، اگر بخواهم شاگرد خوبی برای درس‌های گذشته باشم، باید مواظبت کنم که این وبلاگ دیگر به حیاتش ادامه دهد هر چند که دیر و دُور آن را به‌روز کنم.
خدا را چه دیدی، شاید خودم محتاج همین نوشته‌ها بشوم.

پی‌نوشت:

مبارک.

_پیشنهادی برای بهتر شدن‌مان اگر هست سراپاگوشیم.

  • میم کاف

قِصه‌یِ خانه‌ها

میم کاف | جمعه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۵۱ ب.ظ | ۲ نظر

نمی دانم چه تناسبی بین «دل‌ها» و «خانه‌هاست» که هرچه خانه ها بیشتر می شوند، دل ها از هم دورترند!

یادشان به خیر،

خانه های قدیمی با اینکه تعدادشان کم بود ولی خانواده‌های زیادی را دور هم جمع می‌کردند.

چقدر هم با صفا..

#ایضا

شاید یک معنی ‹برکت› هم همین باشد.

  • میم کاف

معرفت

میم کاف | جمعه, ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۱:۲۲ ق.ظ | ۰ نظر

_فرستاد که:

هر کِه در عشق سَر از قله برآرد هنر است

همه تا دامنه یِ کوه تحمل دارند

_ادامه دادم:

مرد رَه باش که نامرد فراوان است و

همه در روزِ خوشی سخت تَوَصُّل دارند

دامن آلوده مکن، گرچه فراهم باشند

پله هایی که به سَر بادِ تجمُل دارند

پس نصیحت کُنَمَت، گوش فرا دِه ای دوست

چه حقیرند کسانی که تَبَختُر دارند

14نور گرفتند سَرِ رشته یِ عشق

گوشه چَشمی ست به آنان که توسل دارند..

  • میم کاف

طنزیم خانواده

میم کاف | دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۵ ب.ظ | ۰ نظر

بعضی اذهان اِنقدر در مَجاز می‌مانند که افکارشان هم «مجازی» می‌شود!

یعنی آقا در فضایِ مجازی ۲زن و ۵تا بچه دارد، اما در واقع بغلِ یک پریزِ شارژ است و کله اش تا گردن فرو رفته در گوشی!

امان از گردشِ خیلی آزادِ اطلاعات!

  • میم کاف

بلاگ نویس‌ها

میم کاف | شنبه, ۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۱:۳۸ ق.ظ | ۰ نظر
اشخاص با درایت و اهل تأملی هستند. شاید دنیای‌شان با دنیای دیگران فرقِ چندانی نکند اما زاویه نگاه‌شان خیلی متفاوت است.
اهل کتاب هستند و سعی می کنند روی مطالب مهم عمیق شوند تا، ساخته و پرداخته آن را به مخاطب عرضه کنند.
کم‌تر موافقِ کوتاه نویسی و خلاصه کردن ماجرا هستند.
مثل یک گوینده حاذق با آب و تابِ فراوان‌ تعریف می‌کنند. بازی با کلمات را خوب بلدند و اصلا همین‌جوری آدم جذب‌شان می‌شود.
این‌که کدام کلمه باید کجا بنشیند که تویِ چشم نباشد و چینش مطلب را به هم نزند،
یا کدام‌شان خیلی به خودنمایی بپردازد.
اسمِ وبلاگ و نویسنده، نوعِ ترکیب رنگ‌ها و گزاره‌ها در قالب، تقسیم موضوعیِ خاص، لینک به مطالبِ جذابِ موردِ نظر و.. این قبیل مسائل را که مورد توجه قرار دهی، ذوق و هنر هر یک کامَت را شیرین می‌کند.
اگر به دنبالِ غایتِ فضایِ مجازی هستی آن را این‌جا به تماشا بنشین!
میان این همه ظرافت و دقت،
که یک اتفاقِ شخصی را هم برایت به نحوی روایت می‌کند تا اندکی از زمان سبقت بگیری و پیش از آن‌که تجربه کنی، تجربه بیاموزی.
این روزها وقتی از وبلاگ‌نویسی صحبت می کنم و کسی سوال می‌پرسد که اصلا یعنی چه؟! احساس می‌کنم که ما مالِ نسل‌های گذشته ای هستیم که یاد‌شان رفته در کتاب‌های تاریخی اسم و نژادمان را ذکر کنند تا نسل جدید اینقدر با ما «هم نَزاد پنداری» نکند!
درست است که هیچ‌وقت من از بهترین های این عرصه نبوده ام اما، بهترین ها را دوست داشته و چیزهای زیادی را از آن‌ها یاد گرفته‌ام.
آن بهترین هایی که گاهی مخاطب ها از سر و کوله‌شان بالا می‌روند و جای سوزن انداختن نیست، یا گاهی در کوره راهی تک افتاده و دست به قلم شده‌اند
و شاید تنها خواننده‌شان تویی هستی که نامت هم مخاطبِ خاموش است!
ولی هم‌چنان دست از سرِ نوشتن بر‌نمی دارند.
خلاصه که حیف است این روزها فروغ ِ وبلاگ نویس ها کم شده و خیلی‌هاشان کوچ کرده اند به سرزمین‌های دیگری و فقط نام و نشان و نوشته ای را به یادگار گذاشته اند.
#ایضا
و ما هنوز این‌جا و میانِ این کلمات، زنده‌ایم و زندگی‌ می‌کنیم.
_این‌گونه هستند یا این‌گونه باید باشند؟
  • میم کاف

سلام بر ابراهیم

میم کاف | سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۴۴ ب.ظ | ۰ نظر

این روزها..

ابراهیم لازم است،

تا بت های درونِ‌مان شکسته شوند.

  • میم کاف

قانون

میم کاف | چهارشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۹ ق.ظ | ۰ نظر

تا خوب‌ها خوب‌تر نشوند، بدها خوب نخواهند شد.

  • میم کاف

چرا خودارضایی نه؟

میم کاف | سه شنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۵۸ ق.ظ | ۱ نظر

در مسئله جنسی و ازدواج، دو طرف وجود دارند.

تحریک کننده و تحریک شونده.

درست است که تحریک کننده در آن هنگام تحریک هم می شود اما، این تحریک شدن توسط طرف مقابل صورت می گیرد.

یعنی مرد توسط زن تحریک می شود و زن توسط مرد.

در نتیجه سبب ارضای یکدیگر می شوند.

اما در خودارضایی، تحریک کننده و تحریک شونده هر دو یک فرد است!

این موضوع باعث می شود که فرد حتی با دیدن اندام خود و حس کردنِ آن نیز دچار تحریک شود، و چون این بدن همیشه همراه اوست؛ تحریک ادامه دار خواهد بود.

در واقع به جایی می رسد که فرد مدام در حال احساسِ نیاز و به دنبال پاسخِ آن است.

یک نوع جنونِ جنسی!

لذا آرامش ذهنی از فرد گرفته شده و زندگی اش در مسائل جنسی خلاصه می شود!

پس تحریک مدام و ارضای مدام را به همراه خواهد داشت!

دیگر خبری از زندگی ایده آل، یا ایده آل هایی برای زندگی نیست!

اما در ازدواج به آرامش و آسودگی خیال می رسیم و چون دو طرف وجود دارد، رابطه تنظیم می شود.

حال ممکن است بپرسید، امروزه که تحریک کننده ها در سطحِ جامعه، فضای مجازی و.. زیاد شده اند چه!؟

پاسخ این است که، بله!

به همین سبب، یکی از وظایف نظام اسلامی مبارزه با مفاسد اجتماعی؛ و یکی از وظایف ما امر به معروف و نهی از منکر است.

تا جامعه ای که مترقی و متعالی است به جامعه ای جنسی تنزّل پیدا نکند.

#ایضا

اگر در این رابطه سوالی داشتید، حتما در بخشِ نظرات مطرح کنید.

  • میم کاف